کمبود يد عامل تاخير رشد و نمو و شايعترين علت قابل کنترل آسيبهای مغزی در دنيای امروزی به شمار میرود که حدود 2 ميليارد نفر (38 درصد کل جمعيت جهان) از 130 کشور دنيا را در معرض خطر قرار داده است. يد در ساختمان هورمونهای تيروئيد شرکت نموده، کمبود آن منجر به توليد ناکافی هورمون تيروئيد میشود. زمانی اين کمبود به عنوان يک مشکل ناچيز تصور میشد که تنها باعث بزرگی تيروئيد يا گواتر میشد، اما امروزه تأثير آن بر تکامل مغز در حال رشد و پيشرفتهای اجتماعی و اقتصادی بسياری از کشورها به خوبی آشکار شده است. تاريخچهی کمبود يد با مروری بر تاريخ گواتر و کرتينيسم آغاز میشود. اولين گزارشها در مورد گواتر و کرتينيسم به تمدنهای قديم چينی و هندو و سپس يونان و رم باستان نسبت داده میشود. اولين توصيف جامع اين پديدهها در زمان رنسانس اتفاق افتاد. در قرن 17 و 18 بر مطالعههای علمی افزوده شد و اولين بار در سال 1754 ميلادی واژهی «کرتن» در دايراهالمعارف ديدروتز تعريف شد. قرن نوزدهم آغاز کوششهای جدی برای کنترل اين مشکل بود، اما در نيمههای دوم قرن بيستم دانش لازم برای پيشگيری و کنترل مؤثر کمبود يد نصيب بشر شد. فعاليتهای امروز بشر در زمينهی کنترل و پيشگيری اختلالات ناشی از کمبود يد مديون کارهای ديويد مارين است که در سال 1915 ميلادی اعلام نمود: «گواتر آندميک سهلترين بيماری شناخته شدهی قابل پيشگيری است». در همان سال هانزينگر استفاده از نمکهای يددار را برای کنترل گواتر در کشور سوئيس پيشنهاد کرد. پيشرفتهای قابل توجهی در ريشهکن نمودن کمبود يد در چند دههی اخير نصيب بشر شده است. تعداد کشورهای درگير کمبود يد به عنوان يک مشکل بهداشت عمومی از 110 کشور در سال 1993 به 45 کشور در سال 2003 کاهش يافته است. با وجود اين، هنوز 45 ميليون نوزاد در سال پا به دنيايی میگذارند که آنها را در معرض خطر آسيبهای مغزی ناشی از کمبود يد قرار میدهد. پايش برنامههای کنترل و پيشگيری از اختلالات ناشی از کمبود يد و آموزش جامعه دو رکن اساسی برای پايداری کفايت يدرسانی جوامع محسوب میشوند. پيشرفتهای به دست آمده در برخی از کشورها از جمله ايران، چين، کامرون و پرو نشان داده است که دسترسی به دريافت کافی يد و پايداری آن در جامعه امکانپذير است.